خبرنامه


""مطالب اصلی سایت ""
![]()
گم شدن حضرت شمس
ملاقت شمس در قونيه مولوي را سختم مبهوت و دلباخته ساخت و روابط مريدي و مرادي آنان چنان اوج گرفت كه حسادت اطرافيان را برانگيخت تا آنجا كه در صدد قتل شمس برآمدند. شمس از اين مساله بسيار رنجيده خاطر شد و قونيه را به قصد دمشق ترك كرد. ولي نامه ها و پيغامهاي شاگرد شيفته خود يس خود وي او را دوباره به قونيه باز گرداند. ولي باز هم بازار حسادت و خشم و غضب اطرافيان ، طوفاني از كينه بر عليه شمس ايجاد نمود. تا اين كه ايشان ناگزير شد بار ديگر آن سرزمين را ترك گويد. (به سال 645) شمس گفت : چنانن م روم كه كسمرا نيابد و اين گونه نيزشد و كس ندانست كه به كجا رفت؟
خواهم اين بار آنچنان رفتن
كه نداند كسي كجايم من
همه كردند در طلب عاجز
ندهد كس نشان ز من هرگز
بعد از اين ماجراي تلخ و ناگوار مولانا هماهنند كسي كه آفتاب جانبخش خود را گم كرده ،براي يافتن شمس جان خود به شهرهاي مختلف رفت تا شايد نشاني از وي بيابد ولي هرگز موفق به ديدار محبوب خو نشد. در اين جستجو گريز عاشقانه غزليات فراواني از مولوي صادر شده كه تمام آنها در خطاب به شمس تبريزي و درباره او و گوياي رنج فراواني اسن كه مولانا در هجر وي كشيده است. به همين خاطر نام اين ديوان را به ديوان شمس تبريزي اشتهار يافته است.
سوال مهمي كه براي هر محقي قابل طرح اسن اين مساله است كه شمس پس از ترك قونيه به كجا سفر كرده و گمنان و بي نشان زيسته است؟
در مجمل فصيحي تاليف فصيح هرومي كه از جمله منابع معتبري است كه مولف آن مندرجات كتاب خود را از منابع كهن تر رگفته است ، به صراحت از مدفن شمس در خوي خبر داده شده است. و اين حكايت از آن دارد كه شيخ پس از ترك قونيه به شهرستان خوي آمده است. فصيحي در ذكر حوادث سال 672 آورده است:
(وفات شمس الدين تبريزي مدفونا به خوي كه مولانا جلال ادين بلخي به نا او شعر گفته ....) در اين جكايت جذاب و دل انگيز ترديدي نيست كه مولانا براي يافتن شمس به خوي آمد و در محلي مشهور به منار شمس تبريزي با شاخ آهو كتابي از وي يافت ولي موفق به ملاقات با او نشد. حكايت از اين قرار است كه مولوي در جستجوي شمس به كنار اين بنا رسيد ، شمس را در بالاي منار ديد ، از پلكان منار بالا رفت ولي چون با بالا رسيد شمس را در پايين ديد. شتابان پايين آمد ، اين بار شمس را بر فراز منار دد. اين طلب نيازمندانه و گريز نازنينانه چندين بار تكرار شد ولي بالاخره دست مولوي به دامن شمس نرسيد.
<< مطالب و اطلاعات این سایت مطعلق به سایت شمس تبریزی میباشد >>